اندر احوالات سفر رفتن مامانی (22 تا 25 تیر)
بالاخره مامانی بعد از یه سفر 4 روزه از شمال برگشت آرادی من از این خونه به اون خونه راحت شد. هفته قبل سه شنبه مامانی و بابایی رفتن شمال و علیرغم تلاش من برای موندن خونه در کنار گل پسری آراد سه شنبه و چهارشنبه رو صبح خونه ی عمه اکرم سر کرد. سه شنبه صبح وقتی داشتیم میبردمش سر کوچه ی مامانی بیدار شد و گفت مایا خونه ی مامانی ایجاست و وقتی من گفتم میخوایم بریم خونه ی عمه گفت تو هم بیا باشه. اون روز صبح با کلی استرس و نگرانی آراد رو گذاشتم خونه ی عمه اش صد البته بخاطر فاطمه چون هیچ جوره با هم کنار نمیان و همش در حال نبردن . ساعتای 11 بود که خاله دنیا رفته بود دنبال آراد و بعد هم ادامه ی جریانات با پوریا و گاهی بازی و شیطنت و گاهی هم ...







